تبليغاتX
سکوت سرد زمان

 
با سلام
قابل توجه کرجیهای عزیز:

کنسرت سنتی گروه موسیقی "خلوت گزیده"به سر پرستی شاهرخ غزنینی و همکاری اساتید و نوازندگانی چون علی طهمورسی در حال آماده سازی می باشد.آن دسته از عزیزانی که علاقه مند به شرکت در کنسرت هستند میتوانند از طریق همین سایت اخبار مربوطه را پیگیری نمایند. بیوگرافی کوچکی از این دو هنرمند عزیز را اینجا آورده ام.


شاهرخ غزنینی: نوازنده و مدرس كمانچه و ویلن ایرانی


وی دوره هاي آموزشي خود را نزداستاد اردشير كامكار، استاد درويش رضا منظمي و زنده ياد استاد اصغر بهاري طی کرده و همچنین به همکاری با صدا وسيما ؛ راديو فرهنگ ؛ شبكه هاي برون مرزي پرداخته. ایشان به اجراي كنسرت هاي متعدد به همراهي گروه هاي يوشيج ؛ هم آوا؛ همايون ؛ آواي همدل ؛ مشتاق( در داخل كشور) و اجراي كنسرت به همراهي مرحوم ايرج بسطامي در كشورهاي اتريش و جمهوري چك و اجراي كنسرت در فستيوال گلوبال وليج در امارات متحده عربي (دبي) نیز مبادرت ورزیده.ایشان هم اکنون در حال آموزش موسیقی در آموزشگاه هاي موسیقی نواي تار ؛ ودا ؛ هونام می باشد.



علی طهمورسی: نوازنده و مدرس سنتور

متولد 1351 از سال 1364 فعالیت هنری خود را شروع کرده و موفق شده است تحصیلات خود را در رشته موسیقی در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به پایان رسانیده و از محضر استادانی چون مجید کیانی، مسعود شناسا، مهران مشکری و شاهین فرهت استفاده برد وهمچنین یکی ازاعضای اسبق ارکستر بزرگ نوین ایران به رهبری علیرضا مشایخی بوده و علاوه بر آن با همکاری دوستان به اجرای کنسرت های متعددی درشهرهای تهران،کرج،سمنان و...پرداخته است.وی صاحب امتیاز آموزشگاه موسیقی رامش واقع در میدان آزادگان کرج است.و قریب به مدت 24 سال است که به کار نوازندگی و تدریس مشغول می باشد....،

+ نوشته شده در جمعه 11 اردیبهشت1388ساعت 15:3 توسط مرضیه |

با سلام

خب امروز دکتر یزدانی دیر اومدن سر کلاس از ایشون که آدم منظم و مرتبی هستند کاملا بعید بود.منتظر بودم تا به محض دیدن ایشون با ذوق و شوق بگم که مقاله "فرگوسن" رو که نایاب بود پیدا کردم اما به محض دیدنشون تمام ذوق و شوقم از بین رفت و بغضم گرفت چون مطلع شدیم که دکتر میر حسنی پس از اینکه مدتی در بستر بیماری بودند دارفانی رو وداع گفتن و به سوی دیار باقی شتافتن و علت تاخیردکتر یزدانی شرکت در مراسم تشییع جنازه ایشان بوده.از شنیدن این خبر بسیار متاسف و متاثر شدیم.روحش شاد و یادش گرامی.....

مراسم سوم این استاد و مولف گرانقدر و زحمتکش در باب زبان انگلیسی پنجشنبه ۱۰/۰۲/۱۳۸۸ در مسجد رضا واقع در آپادانای تهران برگزار میشود.خداوند روحش را قرین لطف و رحمت جاودانه خویش گرداند.آمین

 

+ نوشته شده در سه شنبه 8 اردیبهشت1388ساعت 23:27 توسط مرضیه |

با سلام



 

کنسرت موسیقی گروه ژوان با نام "مقام آتش" در تاریخهای ۳و۴ اردیبهشت۸۸ در سالن موسیقی واقع در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد.دراین کنسرت موسیقی سنتی که در 2 بخش به نامهای "یاد یار" و "مقام آتش"برگزارگردید گروه ژوان به اجرای قطعاتی در دستگاه نوا و راست پنجگاه پرداخت.اشعار قطعاتی همچون "افق" ، "دلبر عیار" و "خواب خوش" دربخش نخست برگرفته از شاعران بلند آوازه ایران زمین چون سعدی و مولانا بود.همچنین در بخش دوم رهام سبحانی،سرپرست گروه و آهنگساز،ضمن خوش آمد گویی به حضار اثری را با نام "یاد یار" ضمن ذکرنام و یاد استاد بیژن کامکار به ایشان تقدیم نمود که مدتی است در بستر بیماری بسر میبرند. اشعار بخش دوم به نامهای "ندای حافظ" ،"مقام آتش" نیزبرگرفته از اشعار بزرگانی چون حضرت حافظ و حضرت مولانا و عطار بزرگ بود.اعضای گروه عبارت بودند از: افشين بشيری و کاوه صدیقی ( کمانچه ) داود رحمان پور ( سنتور ) امیر خوشبختی ( عود ) حامد ناجی ( رباب ) فاضل ناجي ( تمبک )شهريار نظري ( دف ). مجيد خوشبختي ( ضرب زورخانه و سازهاي کوبه اي ) هاله سیفی زاده ( کوزه و تمبک ) امیدخسروی ( بم تار ) حسن شرقی ( آواز ) رهام سبحانی ( نوازنده ی تار- آهنگساز وسرپرست گروه ) لازم به ذکر است که گروه ژوان به سرپرستی "رهام سبحانی" موفق به کسب مقام اول جشنواره موسیقی فجر در سال۸۷گردید.آن دسته از عزیزانی که موفق به شرکت در کنسرت نشدند میتوانند با مراجعه به فروشگاه ققنوس واقع در تجریش روبروی سینما آستارا و یا با مراجعه به دفتر ژوان واقع در میرداماد نسبت به تهیه این اثر اقدام نمایند.ضمنا بنا به اعلام رسمی آقای رهام سبحانی سایت  http://www.rohamsobhani.com
از این پس متعلق به این گروه نیست و ارزش قانونی ندارد سایت جدیدی با نام

www.zhoangroup.com

در حال راه اندازی است.


+ نوشته شده در یکشنبه 6 اردیبهشت1388ساعت 0:22 توسط مرضیه |

 

فقط برای تو می نویسم که خسروی آواز ایرانی و تنها

دلیل زنده بودنم.چه اهمیت دارد که دیگران از نهان خانه

 دلم باخبر شوند ،که به عشق تو رسوای عالمم.


ای به نفست بسته عمر ناچیزم


جاودانه باد حضور کبریاییت

.

.

.

من چه گویم که در پسند افتد؟
زنده باشید استاد و شادی ببخشید
.
.
.
آریان دخت

.

.

صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را......که دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید
*
*
عمرت به درازای اصالت و تمدن ایران زمین
و آوای گرم و تکرار نا شدنی ات هماره جاودان
.
.
با احترام
تهمینه

.

.

سلام،اینهمه عشق و علاقه شما رو به استاد آواز ایران میستایم.من هم از دوستداران استادم.براتون آرزوی موفقیت میکنم

مرجان

.

.

من دوست دارم بر دستان استاد بوسه بزنم
دوست عزیزم

محمد اعرابی

.

.

سخني بگوي با من كه چنان اسير عشقم
...
...
...
كه به خويشتن ندارم ز وجودت اشتغالي

درود بر خسرو آواز ايران

مصطفی

.

.

همین نکته بس که خسروان در هر گوشه ای شوری به پا دارند.

دکتر نیک

.

.

به خداوندگار موسیقی ایرانی افتخار می کنم و از اینکه یکی از عاشقان این صدای ملکوتی هستم بخودم می بالم....آرزویم همه دیدار استاد بود که به لطف خدا در کنسرت گذشته اتفاق افتاد اما آرزوی بزرگترم اینه که بتونم پیششون شاگردی کنم که فکر کنم آرزوی بعیدی باشه چون من کجا شاگردی استاد کجا!!ممنون

محمد رضا فیروز فر

.

.

سلام.هزاران بار درود بر شما دوست عزيز.احساس شما رو در مورد خسرو آواز ايران، عندليب موسيقي سنتي و هزار گلزار آواز درك مي كنم و بسيار مي ستايم . چون خود نيز از شيفتگان حقيقي اين گنج گران بها هستم. سال ها آرزو داشتم كه ايشان را ببينم و حرف دل خودم رو بهشون بگم كه تا چه اندازه به ايشان علاقه مندم و به ايشان احساس دين ميكنم.تا اينكه تابستان پارسال اين افتخار نسيب من شد و موفق شدم به مدت نيم ساعت ايشان را در دفتر كارشان ملاقات كنم. وقتي از احساس خود براشون مي گفتم اشك در چشمان مباركشان جمع شده بود در حالي كه خود من كاملاً در حال گريه كردن بودم. اي كاش تمام دوستداران حقيقي استاد مي تونستن احساس خودشون رو برايشان وصف كنند تا خود استاد نيز از اين ابراز احساسات لذت برده و بهتر بداند كه چه دژ محكمي در دل دوستاران خود دارد.در پايان باز به شما و احساس شما درود مي فرستم.

سعید الف

.

.

 ندارم دستت از دامن بجز در خاک و آندم هم/که بر خاکم روان گردی,بگیرد دامنت گردم..........دیگه باید چی گفت؟استاد عزیزم,استاد زندگی من.....دوستتون دارم

همنوا با ضرب

.

.

بانگ گردش های چرخ است این که خلق
می رسانندش به تنبور و به حلق
ما همه اعضای آدم بوده ایم
از بهشت این لحنهابشنوده ایم
و چه قشنگ گفتی که به عشق تو رسوای عالمم
منم اینو ترجیح مییدم
گر خواهی نشوی همرنگ رسوای جماعت شو
و با عشق به استاد رسوای جماعت شدن
که صداش آدمو یادعالمی میندازه
که ازش اومدیم چه حالی میده
پاینده و پیروز باشی خسرو آواز عالمیان

سمیه طهمورسی

.

.

از صدای سخن عشـق ندیدم خوشـتر
یادگاری کـه در این گنـبد دوار بـماند

علی

.

.

مرا
تو
بی سببی
نیستی.

به راستی
صلت کدام قصیده ای
ای غزل؟

ستاره باران جواب کدام سلامی
به آفتاب
از دریچه تاریک؟

کلام از نگاه تو شکل میبندد
خوشا نظر بازیا که تو آغاز می کنی!

پس پشت مردمکانت
فریاد کدام زندانی است
که آزادی را

به لبان براماسیده
گل سرخی پرتاب می کند.

یعنی
این ستاره بازیها شا
چیزی بدهکار آفتاب نیست

نگاه از صدای تو ایون می شود
چه مؤمنانه نام مرا آواز می کنی
و دلت کبوتر آشتی است
در خون تپیده به بام تلخ
با اینهمه چه بالا چه بلند پرواز می کنی.
این شعر از احمد شاملو بود که من احساس کردم با نوشتن اون می تونم بخشی از احساسم نسبت به استاد رو بیان کنم، دوست دارم تا این صفحه بر قرار است بیایم و برای استاد عشق حرفی، کلامی شعری بنویسم اما چه کنم که خالیم من کجا و استاد کجا من با این زبان قاصر کی میتوانم در شأن استاد چیزی بنویسم. کاش شاعر بودم تا هر روز برای استاد شعری می سرودم چه می گویم استاد خود همه سرود است عشق است ایمان است و دریک کلام معنای زندگی است. خوشا به حال آنان که با این عشق هستی بخش آشنایند. از بودن در بین شما عشاق استاد خوشحالم. درود و دو صد بدرود به استاد آواز ایران.

سمیه طهمورسی

.

.

يه روزايي فقط صداي استاد بود تو زندگيم!! تو اين دنيا به اين بزرگي هيچ چيز واسم لذت نداشت جز بيداد و نوا و دستان و چشمه نوش...
اين روزا فقط صداي استاده تو زندگيم!! تو اين دنيا به اين بزرگي هيچ چيز واسم لذت نداره جز بيداد و نوا و دستان و چشمه نوش....
.
مست و خراب و سرگشته و حيران از تو شدم...
.
.
الاحقر
پدرام زارعی

.

.

قدحی در کش و سر خوش به تماشا بخرام تا نبینی که نگارت به چه ایین امد مژدگانی بده ای خلوتی نا فه گشای که ز صحرای ختن اهوی مشکین امد

وحید

.

.

سلام دوست خوبم
اميدوارم تارهاي زندگي استاد و خود شما هم هميشه كوك باشد و هيچگاه پاره نشود.

شریعت

.

.

حال از زبان دوست شنیدن چه خوش بود
یا از زبان آن که شنید از زبان دوست
ذرود بیکران بر خسرو موسیقی ایرانی و مایه فخر هر ایرانی
من مطمئن که آگر استاد نبود یه آفرینش کامل نبود
امیدوارم سالها ی سال زنده باشند و ما صدای ایشان زندگی کنمیم
و ممنون از شما دوست عزیز به خاطر این کار زیبات

ساز خاموش

.

.

راستی آقای دکتر پدرام لعل بخش استاد و بهترین دوست من هستند. ایشان برای ادامه تحصیل خارج از کشور هستند و از عشاق استاد هستند.من کاری رو که استاد توی جشن خانه سینما و با ذکر و یاد استاد بنان، با حالی عجیب اجرا کردند برایشان فرستادم ایشان هم حس زیباشونو به صورت شعر عنوان کردند. ازشون خواستم تا اون شعر رو اینجا به طور عمومی بیارم و ایشون هم با کمال میل پذیرفتند.
.
.
.
Let me be honest and tell the truth,
I cried so long like a hopeless youth,
I wish he sang songs for ever to end
To invite them all, Angels, to descend
I cried with songs, he was my muse
I had all I could, nothing to refuse
I wrote a poem to say he's great
to say he's a Sun, the gift of the fate
He sang and cried like a hopeless boy
and I did the same of sadness and joy!

Regards,
Pedram

.

.

آنان كي به هنر احترام مي گذارند ، به انسان احترام مي گذارند


سر سلسله پيشتازان حركت اجتماعي هستند

فرامرز

.

.

با کنجکاوی ازش پرسیدم : آقا هر جلسه چقدر می دید واسه آموزش ؟


حالا خودم مثلن آمار کلاس کمانچه ی سهراب پور ناظری ( که خیلی جوونه و هنوز اونقدرا هم معروف نیست ولی به هر حال کمانچه نواز قابلیه )رو داشتم ، تقریبن میشد جلسه ای دوازده هزار تومن . بعد از طرفی شنیده بودم که نرخ مصوب آموزشگاه های موسیقی همینه انگار . یعنی مثل اینکه قانونی دارن که اگه آموزشگاه ثبت می کنن نباید بیشتر از این بگیرن . گفتم خب شجریان که آموزشگاه نداره احتمالن ! داشته باشه هم اونقدر زورش می رسه که هرچقدر دلش بخواد بگیره از شاگرداش . به خصوص که این همه اسم و رسم رو الآن هیچ کس تو کل هنر ایران نداره در حال حاضر . موسیقی که جای خود

همینجوری همه این فکرا رو که کرده بودم ، رسیدم به یه قیمت نجومی توی ذهنم . به خصوص که از یکی هم شنیده بودم همچین چیزی رو که جلسه ای 200 هزار تومن می گیره


اما با یه جوای غیر منتظره رو به رو شدم !

گفت : جدای از کسایی که مراحل تکمیلی آواز رو میرن پیش استاد ( اونا انگار باید بهای بیشتری بپردازن ) ، از سایرین جلسه ای 7 هزار تومن می گیره ! اگه بدونه وضع مالی کسی خوب نیست هم نمی گیره اصلن !

حتا به اون شاگرد عزیز گفتم یه دهن برام بخونه و خوند اتفاقن . صدای خیلی قشنگی داشت . 10 بود سال آواز کار می کرد و ماهی یک بار از اصفهان میومد تهران برای کلاس آواز استاد

این تعاریف با اونایی که دوستمون " هزار دستان " می گه ، در تضاد آشکاره . نمی دونم این دوست عزیز چه هدفی داره که انقدر خودش رو عاشق شجریان جا بزنه در صورتی که داره به نا حق داوری می کنه . شاید توطئه ی تخریب در کار باشه ، چون اصولن دردسر محبوب شدن اینه که یه کسایی همیشه هستن که مشکل دارن با محبوبیت دیگران

علی

.

.

سایه ای بر دل ریشم فکن ای گنج مراد / که من این خانه به سودای تو ویران کردم

پیام

.

.

سلسله موی دوست حلقه دام بلاست/ هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست

پارسا کافی

.

.

man jooz heirat chize digee nadaram ta taghdim konam .har bar ke asare ostad ro ba goshe jan lams mikonam faghat fatabarek allah migam.khodaro shokr ke hast va hastim ta ba sedash ashegh beshim.asheghe haghighat .az khoda be khatere in nooee basharash mamnoonam.dost kare robaeiate khaiam ba sedaye ostad va deklameye shamloo ro shenidy?ya kelase amoozeshesh be homaion?

شهره

.

.

آقای شجریان آواز سنتی ایرانی رو خوب بلدن بخونن، خیلی خوب

هزار دستان

.

.

هنر جوهر عشق است . اگر ایشان عشق نداشت هرگز اینگونه نمی توانست بخواند . او فقط خواننده نیست . او یک موسیقیدان کامل است . اگر فقط چند اثر ایشان را از لحاظ فنی بررسی کنید می فهمید که تکرار نا پذیر است وی در تمام مراحل زندگی هنری اش بهترین بوده و این امر چیزیست بدیهی . سایه اش از سر فرهنگ ایران زمین کم نشود.

رهام سبحانی

.

.
 

 عاقبت چون سر زلف تو شدم سودا یی
.
.
.
همه عالم به تو میبینم و ا ین نیست عجب
.
.
.
به که بینم ؟ که تویی چشم مرا بینایی
.
.
.
پیش از این گر دگری در دل من میگنجید
.
.
.
جز تو را نیست کنون در دل من گنجایی
.
.
.
استاد محمد رضا شجریان کسی هستند که تونستند روح بزرگان شعر فارسی رو شاد و زنده نگه دارند ... 50 % زیبایی کار استاد انتخاب شعر هاشون از اشعار بزرگانی چون سعدی .. حافظ .. مولانا .. عطار .. و .... هست .. و 50 % هم صدای روحانی که از اون هنجره پاک و بی بمانند بیرون میاد ... ما را عهدیست با جانان ...... استاد سر تا پای وجودم خاک قدمهاتون
.
.
.
.
.
انقدر بزرگ هستید که دو بار خواستم دستتون رو ببوسم .. اما شما افتخار ندادید ..
.
.
.
خاک پای شما
.
.
.
.
حامد مهربانی

 

+ نوشته شده در سه شنبه 6 اسفند1387ساعت 12:54 توسط مرضیه |

 

 

  بي‌تو به سر نمي‌شود

 

بي همگان به سر شود بي‌تو به سر نمي‌شود

داغ تو دارد اين دلم جاي دگر نمي‌شود

ديده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو

گوش طرب به دست تو بي‌تو به سر نمي‌شود

جان ز تو جوش مي‌كند دل ز تو نوش مي‌كند

عقل خروش مي‌كند بي‌تو به سر نمي‌شود

خمر من و خمار من باغ من و بهار من

خواب من و قرار من بي‌تو به سر نمي‌شود

جاه و جلال من تويي ملكت و مال من تويي

آب زلال من تويي بي‌تو به سر نمي‌شود

گاه سوي وفا روي گاه سوي جفا روي

آن مني كجا روي بي‌تو به سر نمي‌شود

دل بنهند بركني توبه كنند بشكني

اين همه خود تو مي‌كني بي‌تو به سر نمي‌شود

بي تو اگر به سر شدي زير جهان زبر شدي

باغ ارم سقر شدي بي‌تو به سر نمي‌شود

گر تو سري قدم شوم ور تو كفي علم شوم

ور بروي عدم شوم بي‌تو به سر نمي‌شود

خواب مرا ببسته‌اي نقش مرا بشسته‌اي

وز همه‌ام گسسته‌اي بي‌تو به سر نمي‌شود

گر تو نباشي يار من گشت خراب كار من

مونس و غمگسار من بي‌تو به سر نمي‌شود

بي تو نه زندگي خوشم بي‌تو نه مردگي خوشم

سر ز غم تو چون كشم بي‌تو به سر نمي‌شود

هر چه بگويم اي سند نيست جدا ز نيك و بد

هم تو بگو به لطف خود بي‌تو به سر نمي‌شود

 

+ نوشته شده در سه شنبه 7 آبان1387ساعت 20:42 توسط مرضیه |

سلام

دوستان عزیز و شجریانی ها

من ۳ بلیت ۲۰۰۰۰ تومانی رزرو کرده بودم که متاسفانه به دلیل دیر کرد در پرداخت و نبود ای دی اس ال رزروم باطل شد هر دوستی که بلیت اضافه داره خوشحال می شم اینجا بنویسه من ۲ تا می خواستم. 

+ نوشته شده در شنبه 27 مهر1387ساعت 15:10 توسط مرضیه |

 

سه‌شنبه 23 مهرماه 1387. روزنامه‌ی اعتماد. گفت‌وگو با استاد محمدرضا شجریان در رابطه با سازسازی و گروه‌نوازی. استاد شجریان خطاب به کسانی که مخالف نوآوری در موسیقی ایرانی هستند: «بگویید بیایند من جوابشان را می‌دهم!»

 

 


اتفاقاً و برخلاف تصور، موسیقی که از آن تحت عنوان موسیقی سنتی یاد می‌کنیم در این سال‌ها همیشه در حال حرکت بوده‌است. صدایی که این روزها به آن برچسب موسیقی سنتی زده می‌شود همان نیست که از نمونه‌های موسیقی سنتی در دوران قاجار به دست آمده است اما به نظر می‌آید هرچقدر در حوزه صدا به سوی مرزهای جدید رفته‌ایم در حوزه سازساختن کم‌کاری داشته‌ایم و نسبتاً این دو مقوله با هم هماهنگ نیست. آیا شما کم‌کاری در حوزه ساختن سازهای جدید ایرانی را قبول دارید. برای مثال می‌بینیم بعضی از سازهای ایرانی حین اجرا کوک درمی‌کنند.

محمدرضا شجریان: خیلی‌ها آمده‌اند سازهای جدید بسازند، اما موفق نشده‌اند. به این معنی که سازهایشان فراگیر نشده، وگرنه ساخت سازهای جدید در حد اینکه یک عده‌یی این سازها را بپذیرند، بوده است. سازهای جدید ساخته می‌شوند، ولی فراگیر نمی‌شوند. باید سازهای جدید را آهنگ‌سازها و ارکسترها بپذیرند. در واقع جایگاه معرفی ساز و اینکه چطور معرفی می‌شود خیلی مهم است. ممکن است خیلی‌ها سازهای خوبی ساخته باشند، اما نتوانسته‌اند آن‌را معرفی کنند و این سازهای جدید در گوشه و کنار و در خفا باقی می‌مانند. بعضی‌هایشان هم واقعاً سازهای خوبی هستند. ولی باید روی این سازها بیشتر کار کرد، نواختن با بعضی از آن‌ها مشکل است، باید رنگ جدید و امکانات تازه‌یی داشته باشند که فراگیر شوند، وگرنه سازهای قدیمی که هستند. ما در سازهای کششی کمانچه و قژک را داریم، در سازهای مضرابی تار، سه تار، دوتار و تنبور را داریم که البته بعضی از این‌ها مثل دوتار و تنبور نتوانسته‌اند در ارکسترها حضور داشته باشند، مگر مواقعی‌که قرار بوده یک گروه تنبورنوازی تشکیل شود، اما می‌شود مثلاً روی همین تنبور کار کرد که بتوان از آن‌ها در ارکسترها استفاده کرد. ما مقداری روی معرفی سازها کم کار کرده‌ایم. با اینکه سازها در ارکسترهایمان تنوع زیادی ندارد، اما ساز فراوان داریم. بیش از 100 ساز در ایران وجود دارد، اما همه اینها ارکستره نشده‌اند و مردم خیلی با این‌ها آشنا نیستند. خب، تلویزیون هم در این 30 سال سازها را نشان نداده. خود این لطمه بزرگی است که به ساز خورده، در حالی‌که صدایش پخش شده است.

ما می‌خواهیم هویت فرهنگی داشته باشیم. اگر بخواهیم یک ارکستر سازهای زهی تشکیل بدهیم از سازهای خودمان استفاده کنیم. مثل کمانچه و قژک و... پس باید سازهایمان را معرفی کنیم. مثلاً می‌توانیم سازهایی را که ساخته می‌شود، هر سال در مراسمی معرفی کنیم. تشویق سازندگان ساز یکی از وظایف خانه موسیقی است که من آن‌را در جلسات خانه موسیقی مطرح خواهم کرد. اغلب کسانی‌که خون دل خورده‌اند و ساز ساخته‌اند، خیلی دل شکسته و مأیوس و گله‌مند از بی‌توجهی هستند. باید فکری به حال این افراد کرد. حالا کاری نداریم به یک عده‌یی که به صورت فله‌یی ساز می‌سازند و عرضه می‌کنند. به هر حال در هر جامعه‌یی یک بخش به این شکل عمل می‌کنند که مسأله‌ی ما نیست. اما باید در حوزه ساختن سازهای جدید برای ارکسترهایمان بیشتر کار کنیم، با صدای آن‌ها به ارکسترهایمان به لحاظ وسعت صدا غنا ببخشیم. امروزه استعدادهای خوبی در آهنگسازهای جوان و سرپرست‌های گروه جوان پیدا شده است که به دنبال صداها و ریتم‌های جدید هستند و کارهای بسیار چشمگیر و ارزنده‌یی ارائه می‌کنند. جوانانی را دیده‌ام که کارشان بسیار خوب است، اما کسی توجهی به آن‌ها نمی کند. باید این‌ها را تشویق کرد. به هر حال با همه بی‌توجهی‌ها این جوان‌ها دارند کار می‌کنند. و البته جای گله از نهادهای رسمی هم هست که با اینکه صبح تا شب در رادیو و تلویزیون از موسیقی استفاده می‌کنند، به فکر موسیقی ما و گسترش آن نیستند. در حد آن چیزی که رفع بهانه بکنند، یک دانشکده‌یی وجود داشته باشد و عده‌یی مشغول باشند اما این کافی نیست. خیلی بیشتر از این باید به فکر موسیقی و هنرمندان باشند؛ در تمام زمینه‌هایی که مربوط به کار آن‌ها می‌شود، چه سازسازی، چه حمایت از ارکسترها، چه ساخت تالار‌های کنسرت و ایجاد نهادهای فرهنگی که جوانان بتوانند در آن‌جا کار کنند و مردم هم بیایند استفاده کنند.

من سال‌هاست که به فکر ایجاد صدای بهتر یا حداقل ایجاد یک صدای تازه در موسیقی هستم. نمی‌گویم صداهای موجود بد هستند، اما ما نیاز داریم صدای‌های دیگری هم داشته باشیم و سعی کنیم کیفیت صدای همین سازهایی را که داریم بالاتر ببریم و برای استفاده در ارکستر مشکلات تکنیکی آن‌ها را برطرف کنیم که بشود راحت‌تر از آن‌ها استفاده کرد. در ارکسترهای ما از اغلب از همان دو، سه اکتاو وسط استفاده می‌شود، در حالی که ما به اکتاوهای پایین و صدای بم در ارکسترهایمان خیلی نیاز داریم. خیلی‌ها سعی کرده‌اند مساله اکتاوهای بم را حل کنند و سازهایی هم ساخته‌اند، اما خیلی موفق نبوده‌اند.

ادامه مطلب

+ نوشته شده در پنجشنبه 25 مهر1387ساعت 0:7 توسط مرضیه |